بهار " روزی که زمین از خواب بیدار شده و زمزمه روییدن را سر می دهد.
|
بهار " روزی که زمین از خواب بیدار شده و زمزمه روییدن را سر می دهد.
پروردگارا به من آرامش ده تا آنچه را که نمی توانم تغییر دهم بپزیرم
و به من دلیری ده تا آنچه را که می توانم تغییر دهم متغییر سازم و به من درک ده تا تفاوت آن دو را بفهمم و به من فهم ده تا بدانم که دنیا و مردن و آنچه در آن است مطابق میل من نیست .
الهی وای بر من اگر دانشم راهزنم شود و کتابم حجابم.
الهی چو در تو می نگرم از آنچه خوانده ام شرم دارم.
اسدا... بیرانوند" رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کرمانشاه در مورد افتتاح
موزه پاوه گفت:<<این موزه در دو بخش نمایشگاهی و موزه ای به بهره برداری رسید. در بخش نمایشگاهی عکس هایی از طبیعت و تاریخ شهر به نمایش گذاشته شده است که به صورت نگارخانه نیز می توان در اختیار هنرمندان قرار بگیرد. در بخش موزه هم آداب و رسوم"صنایع دستی "و...در معرض دید عموم قرار دارد. موزه در ۴۰۰ متر مربع تاسیس شده که ساختمان آن متعلق به اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی است ولی هزینه تجهیز و مرمت آن را سازمان میراث فرهنگی با ۸۰۰ میلیون ریال بر عهده گرفت. خلاصه دیدن این مکان زیبا را به شما خوانندگان عزیز توصیه می کنم
عدم دریافت سیگنالهای تلویزیونی در بخشهایی از مناطق کشور.
این موضوع دیدگاه طبیعت گرا دارد ودر حوزه سازمان رسانه قرار دارد. به روز نبودن سیستم های سخت افزاری در شبکه های استانی. این موضوع دیدگاه طبیعت گرا داردودر حوزه سازمان رسانه قرار می گیرد. دلایل کم بیننده بودن برنامه های استانی در مراکز استانها. این موضوع دیدگاه فرهنگ گرا دارد ودر حوزه مخاطب قرار دارد.
بیسُتون، بیسِتون، بیسْتون، بهیسْتون، نام امروزی یک صخره برافراشته در شمال یک راه باستانیِ پر رفت و آمد که محل عبور کاروانها و نظامیان از بابل و بغداد به سوی کوههای زاگرس و همدان (اکباتان) بوده، می باشد. بیستون در فاصله حدود ۳۲ کیلومتری شرق شهر کرمانشاه قرار دارد. نام پارسی باستان این کوه بَغستانَ و بگستانَ به معنی جایگاه خدایان و در نوشته های یونانی بگیستانُن (اُروس) می باشد. در آثار جغرافیدانان عرب سده های میانی مثل ابن حَوقل، اصطخری و یاقوت هم این کوه بَهِستون، بِهِستون (ستونهای خوب) و بهیستان آمده است. در مجموع دگرگونی این واژه بدین گونه است: بَغستانَ – بگستانَ – بهستون – بهستان – بیستون. بیستون به علت شرایط جغرافیایی، همیشه از آغاز زندگی بشر تا به امروز مورد توجه بوده و آثاری از هر دوره ای از تاریخ را در خود جای داده است. امروزه در محوطه تاریخی بیستون بطول تقریبی ۵ کیلومتر و عرض ۳ کیلومتر که آثاری را از دوران پیش از تاریخ تا به امروز در بردارد ۲۸ اثر در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده که شامل موارد زیر می باشد: مهمترین و مشهورترین اثر باستانی در این محوطه نقش برجسته و کتیبه داریوش بزرگ می باشد که به نخستین سال فرمانروایی داریوش بزرگ از زبان خود او می پردازد. با آشنا شدن با این اثر باستانی می توانیم خط میخی پارسی باستان را بشناسیم و در مورد پوشاک، طرز آرایش سر و صورت، اسلحه شناسی و اعتقادات مذهبی مردمان ۲۵۰۰ سال پیش در امپراطوری هخامنشیان، اطلاعات ارزنده ای بدست آوریم. نقش برجسته و کتیبه بیستون امروزه از سنگ نبشته بیستون ۴ متن در دست داریم: متن پارسی باستان، متن عیلامی، متن بابلی و متن ترجمه آرامی متن پارسی باستان که ظاهرا به صورت بخشنامه برای آگاهی ساتراپی های گوناگون به جاهای دور و نزدیک فرستاده شده است که نسخه ای از آن در اِلِفانتین مصر به دست باستان شناسان افتاده و در بابل هم قطعه ای از نگاره بیستون به دست آمده است. محل انتخاب شده برای تراشيدن سنگنگاره و سنگنبشتة بيستون، جايي در ارتفاع چند ده متري سطح زمين و در دامنة رو به جنوبِ كوه انتخاب بوده است. به نظر مي رسد كه در زمان ساخت، راهي براي دستيابي آسان به محل كارگاه وجود داشته. بقاياي مبهم پلكاني در بخشهاي بالاييِ كوه و نيز آثار تراشيدن تختهسنگهاي زير كتيبه تا نزديكيهاي زمين، نشاندهندة وجود راهي به سوي بالا است. راهي كه سنگتراشان پس از پايان كار و به هدف دسترس ناپذير كردن كتيبه، در ضمن پايين آمدن، آنرا نيز تراشيده و محو كردهاند. نبشتن كتيبهاي تاريخي در چنين بلنداي دست ناپذيري كه از پايين كوه نيز به هيچوجه قابل خواندن نيست، نشاندهندة اينست كه داريوش اين متن را نه براي مردمان روزگار خود، بلكه منحصراً براي آيندگان نوشته بوده است. آثار حجاري شده در بيستون از نگرگاه فنآوري و سازوكار ساخت، از بهترين نمونههاي هنر هخامنشي است. ما از ابزارها و شيوههاي ساخت و پرداخت چنين نگارههايي بر روي سنگ آهك كه هنوز پس از 2500 سال بسيار صيقلي و براق هستند، اطلاعي در دست نیست. با توجه به رنگ لعابگونة و قهوهاي مانندي كه پس از همراه شدن با ذرات اكسيده شدة عناصر آميختة سنگ آهك، در سراسر نماي كتيبه به چشم ميخورد و نيز با توجه به اينكه در داخل حروف چند سطرِ نخست متن پـارسي باستان، بقاياي سرب ديده شده است. به نظر ميرسد كه پس از پايان نوشتن متون، داخل آنها را براي پايداري بيشتر با سرب، و تمام نماي كتيبه را با اندودي كه براي ما ناشناخته است، پوشانده بودهاند. در حين ساخت، هر كجا كه به دليلي سطح سنگ تخريب ميشد، قطعه سنگ ديگري را به اندازة محل تخريب شده ميتراشيده و در جاي آن نصب ميكردهاند. نمونة اين وصلهها در قوس كمان داريوش و سردارِ همراه او و نيز در كلاه و دستِ “گوي بالدار” (نشان ملي ايران باستان و نماد خورشيد و اهورامزدا) ديده ميشود.
|
About![]()
دانشجوی کارشناسی ارتباطات
Home
|